فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

251

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

آداب دينى و احترامى كه براى آن بانوى پرهيزگار قائلند خود را به مردان اجنبى نشان نمىدهند . و او خود دو سه روز پيش از ورود سفير با زحمت بسيار بدانها اعلام كرده است كه خود را پنهان كنند . سفير كه از ساده‌لوحى اين مرد لذت مىبرد به خنده افتاد و سخنى نگفت . پس از آنكه سفير ناهار خورد و استراحت كرد زن صاحب‌خانه به وى پيغام داد كه بسيار مايل است با وى گفتگو كند ، بدين‌جهت به دستور سفير همهء درهاى خانه را جز درى كه به باغ مسكونى اين زن و بستگانش باز مىشد بستند . زن كه بيوه بود و سى و پنج ساله مىنمود در حالى كه يك دست را با پارچه‌اى بر گردن حمايل كرده بود با دو دختر جوان خود از طريق باغ نزد سفير آمد . كار اصليش قاليبافى و مشاطگى بود و علاوه بر دو دار قالى كه در خانه داشت تازه‌عروسان را آرايش مىكرد . بمحض آنكه يكى از مترجمان سفير حاضر شد زن به سخن آمد و گفت چون با داشتن دختران دم بخت خانهء خود را به سفير اجاره داده است مورد خشم داروغه قرار گرفته و عصر روز گذشته فراش خلوتها با چوب و چماق مضروبش كرده بدان حالت انداخته‌اند . سفير چون موقع را براى استفسار از كم و كيف اجارهء خانه مناسب ديد دستور داد به وى مبلغى معادل پنجاه رئال « 185 » بپردازند . در مدتى كه زن صاحب‌خانه به بيان قيمتى كه خانه برايش تمام شده است و مخارجى كه براى آن كرده اشتغال داشت از همان در كه وى وارد اطاق سفير شده بود چند زن ديگر وارد شدند . در ميان اين زنها از هر سن و سالى ديده مىشد و بيشتر آنها فقير بودند چنان كه در مدتى اندك اطاق بزرگ مسكونى سفير پر از زن شد . بين زنانى كه بعد از همه وارد شدند تعدادى زن جوان به چشم مىخورد كه پوششى بهتر از ديگران داشتند و اين گروه را كه بىشك زيباترين دخترانى بودند كه ما در آن نواحى ديده بوديم دختران صاحب‌خانه تا مجلس همراهى كرده بودند . بيشتر اين زنها به قصد ديدار فرنگيها - كه جرأت نداشتند در ملاء عام آنان

--> ( 185 ) Real پول قديم اسپانيا .